زمان گمشده le temps perdu

مقابل در کارخانه
کارگر ناگهان می ایستد
هوای دلپذیر گوشه کتش را می گیرد
تا بر می گردد
خورشید را می بیند
خندان میان آسمان سربی رنگ
سرخ سرخ گرد گرد
او هم دوستانه چشمکی می زند
خوب ببینم رفیق-خورشید
فکر نمی کنی کار احمقانه ای باشد
که چنین روز خوشی را
برای ارباب نوکری کنم

 

/ 4 نظر / 31 بازدید
محمد

سلام . وبلاگ خیلی توپی داری . یه سری هم به ما بزن.

طرفه

سلام، اين كامنت براي من معني اش بيشتر از يك كامنت بود!!! معني اش اين بود كه يكي مي خواست با صداي بلند اعلام كنه كه دلش خيلي پره... و خوب البته گفتن هم ندارد كه ما خاطر اين زمان گمشده را خيلي مي خواهيم!...[گل]

ابس

سلام خوبین وب خوبی دارین به منم سری بزنید.... www.ebes.persianblog.ir www.ebes.coo.ir