بالزاک و کمدی انسانی

انوره بالزاک /Honore de BALZAC در سال 1799 در شهر تور /Tour چشم به جهان گشود. او دوران کودکی و جوانی خود را در کتاب زنبق دره (le lys dans la vallee) شرح داده است. تحصیلات او در کلیسایی در شهر واندم /Vendomes نزد کشیش های شهر و سپس در پاریس به انجام رسید. خانواده‌اش برای او پیشه‌ای قضایی در نظر داشتند؛ با وجود این به او دو سال فرصت دادند تا لیاقت خود را در نویسندگی نشان دهد. او در این مدت تراژدی کرامول /Cromwell را نوشت. این کتاب که به شعر نوشته شده بود، مورد استقبال واقع نشد. او پس از این شکست به ادبیات پولساز (literature alimenteire) روی آورد و با نوشتن رمان‌های عامه‌پسند (romans noirs) زندگی ‌گذراند. در سال 1822 با زنی مسن‌تر از خود به نام مادام دوبرنی /Mma de BERNY که بالزاک برای او نام le Dilecta (محبوبم) را برگزیده بود آشنا شد. دوستی عمیق آن‌ها تا واپسین دم زندگی ادامه یافت. این زن تا پایان عمر (۱۸۳۶) در تمامی سختی ها به او را یاری رساند. در سال 1825 بالزاک برای سامان دادن به وضع مالی خود به کار انتشارات روی آورد. چاپخانه‌ای خرید. اما این تلاش بی ثمر جز سرخوردگی و غرق شدن هر چه بیشتر نویسنده در انبوه وام‌هایی که او را تا پایان عمر عذاب می داد نتیجه‌ای نداشت. موفقیت ناگهانی رمان شوان‌ها (les chouans) شکل زندگی او را دگرگون ساخت و سبب شد تا وی از آن پس زندگی سخت و لجوجانه‌ی خود را آغاز کند. در سال 1832 به سیاست روی آورد، زمانی به طرف افکار آزادی‌خواهانه کشیده شد و کمی بعد جذب عقاید سلطنت‌طلبانه و مذهبی (کاتولیک) گردید. اما وام‌هایش او را وادار به نوشتن رمان‌های پیاپی می‌کرد. تنها معدودی مسافرت، وقفه‌هایی در کارش پدید آورد. مکاتبات او با مادام هانسکا /Mme Hanska  - زنی لهستانی که نویسنده گاه با نام «بیگانه» از او یاد می‌کرد - از سال 1833 آغاز شد. بالزاک با او به سویس، لهستان و روسیه سفر‌ کرد. در سال 1850 مادام هانسکا بیوه شد و تصمیم گرفت با نویسنده که از مدت‌ها پیش دوست می‌داشت ازدواج کند. اما بالزاک که بیمار شده بود و توانش به پایان آمده بود چند ماه بعد در پاریس زندگی را بدرود گفت.

 

 کمدی انسانی

کمدی انسانی/ le comedie humaine که ممکن است الهامی از کمدی الهی دانته باشد به نوشته‌های بالزاک گفته می‌شود که خود آن را در سال 1841 برای مجموعه‌ی آثارش برگزید. رمان‌های بالزاک تا سال 1841 فاقد ارتباط لازم بود، بدین سبب تصمیم گرفت شخصیت‌های رمان‌هایش را در داستان‌های دیگر نیز مطرح کند ( این شیوه جالب توجه برای نخستین بار در دست‌نوشته‌های رمان باباگوریو/ (le Pere Goriot مشاهده می‌شود: اژن ماسیاک/ Eugene de Massiac همان اژن دوراستیناک/ Eugene de Rastignac رمان قبلی‌اش، چرم ساغری (le Peau de chagrin) است.

بالزاک طرح اولیه‌ی برگزیدن نام کمدی انسانی را برای آثار خود در نامه‌ای که به مادام هانسکا نوشت مطرح کرد. سپس در مقدمه‌هایی که فلیکس داون/Felix Davin  بر آثار او می‌نوشت به اطلاع عموم رسید. طرح بالزاک دارای وسعت خارق‌العاده‌ای است. او در سال1845 طرحی را تدوین کرد که شامل 137 اثر می‌شد؛ آثار به نگارش در آمده یا در دست‌ کار. (پس از مرگ تنها 91 اثر از او به جا ماند که شش اثر آن در فهرست تدوین شده‌اش نبود).

کمدی انسانی را می‌توان به  بررسی‌های اخلاقی و بررسی‌های فلسفی طبقه‌بندی کرد.

شکل دیگر دسته‌بندی آثار بالزاک از این قرار است:

 صحنه‌هایی از زندگی فردی: در داستان گوبسگ/Gobeseck

 صحنه‌هایی از زندگی شهرستانی در داستان اژنی گرانده/  Eugenie Grandet

 صحنه‌هایی از زندگی در پاریس باباگوریو/  le Pere Gorio

 صحنه‌هایی از زندگی سیاسی کاری سرّی/  Une tenebreuse affaire

 صحنه‌هایی از زندگی نظامی شوان‌ها/  les Chouans

 صحنه‌هایی از زندگی روستایی روستاییان/  les Paysans

به عقیده  ژفروآ سن هیلر/ Geoffroy Saint-Hilaire نویسنده‌ی ناتورالیست 1844-1772، «بالزاک در نظر داشته دگرگون شدن انسان اجتماعی را تحت تاثیر محیط به تصویر کشد». والتراسکات/ Walter Scott 1832-1771 نویسنده‌ی انگلیسی که ارزش رمان را تا سطح فلسفه‌‌ی تاریخ ترفیع داد، می‌گوید: «بالزاک شیوه‌ای خاص در داستانسرایی بنا نهاد اما دریغ که به پیوند میان آثارش آن گونه که داستان کاملی را شکل دهد نیندیشیده
بود.» او همچنین درباره‌ی آثار بالزاک می‌گوید: «[کار او] نوشتن تاریخ فراموش شده‌ی
عرف و آداب بود. او در این راه از مورخان بسیاری [شخصیت‌های داستانی] سود ‌جست و در عین حال تا سطح اندیشه‌های اخلاقی و فلسفی درباره‌ی حیات اجتماعی اوج ‌گرفت».

بالزاک اشتغال خاطر خود را نسبت به مسأله‌ی آموزش چنین بیان می‌کند: «من در روشنایی دو حقیقت جاودانه می نویسم: مذهب و سلطنت. دو ضرورتی که حوادث معاصر بیانگر آن‌ها هستند.»

امروزه دیگر ارزش کمدی انسانی به معتقدات مذهبی و سیاسی آن نیست بلکه در غنای خارق‌العاده‌ای است که آثار وی راجع به درهم‌ریختگی جامعه فرانسه از زمان انقلاب 1789 تا پایان  سلطنت ژوئیه، از فروپاشی و سپس بازسازی جزئی سلسله مراتب قدیمی، قدرت پول، اوج بورژوازی، ظهور سرمایه‌داری نو، لذت‌جویی به عنوان عامل تباهی جامعه و جاه‌طلبی افسارگسیخته، در خود دارد.

روحیه‌ی بالزاک، رمانتیک، افراط گرا و پرتباین است. او در تصویر کردن پدیده‌های اجتماعی، همان قدر مهارت دارد که در ساختن نمونه‌های فردی. نمونه‌هایی که قادرند با هویت حقیقی خود به رقابت برخیزند. بالزاک نوع تازه ای از رمان را به وجود آورد که به تصویر گری و توصیف واقعیت پرداخت. این واقعیت که به نام واقعگرایی ادبی (realism litteraire) شناخته شد برای چندین نسل به عنوان الگو باقی ماند. واقعگرایی ادبی همچون هاله‌ای برای مدت زمانی، شکل اصلی هنر بالزاک را پنهان کرد. اما با اظهارنظرهای به موقع بودلر مورد توجه قرار گرفت. او می‌گوید: «شگفت آنکه این هاله‌ی پر شکوه،‌ او را از نظر بینندگان می پوشاند. به نظر من، ارزش اصلی کار او در مشاهده‌اش نمود می‌یابد که نگرشی سودایی است. بدون رجوع به بالزاک، مسائل رمان را نمی توان بررسی کرد.»

نگاه بالزاک بسیار موشکافانه است. در مورد گوبسک رباخوار می‌نویسد: « او و خانه‌اش شبیه هم اند، مانند حلزون و خانه‌ی صدفی‌اش». واقع‌گرایی بالزاک در این جا مبتنی بر پرداختن به شخصیت داستان از بیرون است. او برای خواننده، پیش از همه، پیکره‌ای مادی با شرح و بسط بسیار از جزئیات می‌سازد. لباس‌ها، چهره‌ها و ... شخصیت را آشکار می‌کند. حتی نام هایشان بامعناست.

هنگامی که بالزاک کوچه و خیابان های شهری را به یاد نمی‌آورد، پیش از آغاز کار، نقشه آن شهر را مورد مطالعه دقیق قرار می‌داد.

در کمدی انسانی گونه‌های مختلفی از شهرستانی‌ها و پاریسی‌ها را می‌توان یافت . منش‌هایی که به دقت رسم شده اند. این منش‌ها به حدی دارای خصوصیت‌های انسانی است که ارزش جاودانه می‌یابند. بالزاک به منش‌های اغراق‌آمیز علاقه‌ی خاصی دارد بخصوص به جاه‌طلبانی چون اژن دوراستیناک، لوسین دو روبامپره/Lucien de Rubempre  و یا ماجراجویانی مانند وترن/ Vautrin.

در کمدی انسانی، بالزاک با طرح پول به عنوان وسیله‌ی فشار به جامعه و پستی های بسیار دیگر، با طرح سوداگری‌ها و ورشکستگی‌ها و ... بدبینی خود را بیان می‌نماید.

کمدی انسانی داستان آداب و رسوم و خصلت‌های آدمی است که از خلال آن می‌توان اجتماع را از نظر باز ‌گذراند. بالزاک در این باره می‌گوید: «چنانکه جامعه‌ی فرانسه، تاریخ نگار باشد من منشی آنم».

با وجود آشفتگی‌ها و افراطی‌ها، بالزاک با کمدی انسانی بنایی از هنر واقعگرایی به جای ‌گذارد که با نوآوری و ژرف‌اندیشی و غنای رمانتیک، آن را برای تمام رمان‌نویس‌های معاصرش نمونه قرار ‌داد.

«یک نسل، نمایشی است با چهار یا پنج هزار شخصیت برجسته؛ این نمایش کتاب‌های من است».

 

زنبق درِّه

در این داستان، بالزاک طبیعت زنانه و شاعرانه‌ای را به تصویر می‌کشد. «مادام مرسف» شخصیتی الهام گرفته از دوستش «مادام دوبرنی» ، تعالی واقعی انسان را نشان می دهد. او به خاطر ایثار نسبت به خانواده‌ و عشقی که به «فلیکس دوواندانس» دارد می‌میرد. او تصور می‌کرد که می‌تواند آن مرد جوان را چون پسر خود دوست بدارد.

 

آرزوهای بر باد رفته

«لوسین دوروبامپره» شاعر جوان شهرستانی که می‌خواهد وارد دنیای روزنامه‌نگاری پاریس شود دچار شکستگی‌های پی در پی می‌شود و خود را در سلولی که در آن زندانی شده به دار می زند.

 

باباگوریو

در پانسیون غم‌انگیز «مادام وکر» موجوداتی رنگ ‌پریده و نحیف زندگی می کنند. اژن دوراستیناک دانشجوی فقیری که آرزو دارد ثروتمند شود. باباگوریو که به رنجی بزرگ مبتلاست. «مادام دوبوزه آن» دختر عموی راستیناک، راز باباگوریو را برا‌ی او آشکار می‌‌کند: او برای آن که دخترانش بتوانند ازدواج کنند به فلاکت افتاده است. «آناستازی» نجیب‌زاده «مسیو دو رستو» و «دلفین»، صراف یهودی «بارون توسن‌ژان».

 دامادهای باباگوریو حاضر نمی شوند او را ببینند، زیرا فقیر شده است. «وترن» به جوان
بلندپرواز معامله‌ای پیشنهاد می‌کند که او برادر «ویکتورین تای نر» را که فردی ثروتمند است بکشد تا راستیناک بتواند با او ازدواج کند. از طرفی راستیناک عاشق زن «بارون نوسن ژان» می‌شود. «وترن» محکوم خطرناک در همان روزی که مردی برادر ویکتورین را می‌کشد از آن کار صرف نظر می کند.

 دو دختر باباگوریو می‌آیند تا از پدرشان یاری گیرند زیرا شوهرانشان از ماجرا خبردار
شده‌اند. آن‌ها وقیحانه با هم درگیر می شوند و پس از آن باباگوریو می‌میرد. تنها راستیناک و دانشجوی پزشکی «بیانشون» آن‌جا حضور دارند.

 

اژنی گرانده

«مسیو گرانده»‌ که سابقاً بشکه‌ساز بوده، طی انقلاب، ثروت قابل ملاحظه‌ای به دست می‌آورد. او همراه همسرش، که او را بسیار می‌آزارد، خدمتکارش «نانو» و دخترش «اژنی» که مطیع اوست، با خست زیادی زندگی می‌کند. اژنی دلباخته‌ی پسر عمویش شارل می‌شود. پدر شارل پس از ورشکستگی خودکشی کرده است. اژنی تمام پس‌اندازش را به پسرعمویش می دهد تا او بتواند برای تجارت به هند و چین برود. سکه‌های گرانبهای طلایی که پدرش یک به یک به او داده است. پدر گرانده متوجه موضوع می‌شود و از کوره در می‌رود. اما از ترس مطالبه‌ی سهم ارث، مادرش با او آشتی می کند. سرانجام مادر می‌میرد و پس از آن گرانده در میان پول‌ها جان می‌سپارد. اژنی نامه‌ای از شارل دریافت می‌کند که او ثروتمند شده و از روی مصلحت ازدواج کرده است. اژنی با «گرشوی» پیر ازدواج می‌کند و پس از بیوه شدن ثروتش را وقف امور خیریه می‌نماید و با فقر و تنهایی روزگار می‌گذراند.

 

/ 5 نظر / 64 بازدید
آناهیتا

قابل توجه کسانی که سایت یا وبلاگ دارند ما که از اینترنت استفاده می کنیم چرا از سایتمان درآمد نداشته باشیم یا لااقل هزینه اینترنت که درمییاد می توانید از بهترین روش درج تبلیغات در سایتهای خودتان درآمد ماهیانه و مادم العمر کسب کنید - فقط با عضو رايگان در سايت 5000 تومان اعتبار قابل نقد دريافت مي كنيم. - در قبال معرفي هر نفر به سايت 500 تومان پورسانت قابل نقد مي گيريم. - با استفاده از كدهاي درآمد زا و بر حسب رتبه بازاريابي خود براي هر كليك بين 150 تا 250 ريال درآمد خواهيم داشت. با اين همه مزايا در فكر چه هستيد ؟؟؟؟چیزی از دست که نمی دی !!!! http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=73650 وبلاگ من http://iceheart3.blogspot.com/

دختر مشرقی

سلام. با این شاعر آشنایی نداشتم. اگه میشه چند تا از آثارشو معرفی کنید. چون شعرهاشو دوست داشتم. موفق باشید.

هر كليك 60تومان

سلام بر وبلاگ نویس (با هر کلیک ۶۰ تومان پول) تو وبلاگ عالی برای کسب در آمد داری میتونی با گذاشتن یک تبلیغ به اندازه های مختلف هرکدوم رو که بخوای میتونی انتخاب کنی و هر کلیکی که هر کسی روش بکنه ۶۰ تومان بهت پول میدن اگر در آمدت زیاد باشی بهت جایزه پورسانت و ... می دن و بهتر ازهمه به وبلاگ من بیا که پر از کد های :موزیک دعا و فال و ساعت است

اسماعیل زاده

مطالبتون مفید بود ممنون .اما یک اشکال بزرگ ! ترجمه le peau de chagrinپوست اندوه نمیشه. کتاب (چرم ساغری )ترجمه شده. Le Peau:به معنای پوست.Chagrin: در اینجا قسمتی از پوست خر.پوست نوعی گورخر خاص.

besiar ziba va monsajem tarjome shode ast merci khaste nabashid in baese eftekhare man ast ke chenin motarjemani dar iran darim